در روزهای اخیر اخبار امیدوارکننده از دادستان مرکز استان گلستان در خصوص مسئله عفاف و حجاب منتشر شد اما باید به این نکته تاکید کرد که وقتی فرهنگ رها شود، قانون تنها میماند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما» - داود خاندوزی؛ در روزهای اخیر اخبار امیدوارکننده از دادستان مرکز استان گلستان در خصوص مسئله عفاف و حجاب منتشر شد، دادستان مرکز استان گلستان نشان داد که حجاب را نمیشود به خیابان سپرد، وقتی فرهنگ رها شود، قانون تنها میماند.
نکته دیگر در عمق خلعهای عملکرد اقتصادی و اجتماعی شاید پرداختن به مسئله حجاب از سویی دستگاه متولی در این روزها سخت باشد چرا که وقتی میخواهد دستگاه فرهنگی رسالت خود را در این زمینه انجام دهد با هجمههای زیادی از پرسشهای هنجارشکنان روبهرو میشود که آیا اولویت مسئله فرهنگ است یا اقتصاد کشور؟ دوگانه همیشگی که گاهی ترمز اجرای قانون را در خصوص مسئله عفاف و حجاب کشیده است.
از سویی دیگر مسئله امروز عفاف و حجاب را نمیتوان با چند تذکر، چند برخورد یا چند جلسه اداری حل کرد.
همانقدر که بیتفاوتی در برابر هنجارشکنی قابل دفاع نیست، تقلیل یک مسئله عمیق فرهنگی به برخورد با چند فرد نیز راه به جایی نمیبرد.
اگر خانواده، مدرسه، رسانه و دستگاههای فرهنگی سالها برای ساختن فرهنگ عفاف کاری نکنند، نباید انتظار داشت خیابان بهتنهایی بار فرهنگ را به دوش بکشد و این مسئله امروز روی میز دستگاه قضایی در استان گلستان قرار گرفته است
اما یک سؤال ساده اما جدی:چه شد که عفاف و حجاب از یک ارزش اجتماعی، به مسئلهای تبدیل شد که برای حل آن باید ستادی صیانت از خانواده تشکیل دهیم؟
آنچه امروز در بخشی از جامعه دیده میشود، یکشبه اتفاق نیفتاده است. تغییرات فرهنگی آرام و تدریجی رخ میدهند؛ از نوع پوشش و ادبیات گرفته تا تعریف زیبایی، سبک زندگی، روابط اجتماعی و تصویری که نسل جدید از زن، خانواده و هویت خود دریافت میکند.
بنابراین اگر امروز از وضعیت عفاف و حجاب گلایه داریم، باید صادقانه بپرسیم: در سالهایی که این تغییرات آرامآرام اتفاق میافتاد، دستگاههای متولی فرهنگ کجا بودند؟
مسئولیت فقط متوجه فردی نیست که قانون را رعایت نمیکند.
مدرسه مسئول است؛
خانواده مسئول است؛
رسانه مسئول است؛
دانشگاه مسئول است؛
دستگاههای فرهنگی مسئولاند؛
اصناف مسئولاند؛
و هر دستگاهی که برای فرهنگ و خانواده مأموریت قانونی دارد، مسئول است.
اینکه یک دستگاه صرفاً مجوز صادر کند و تصور کند مأموریتش تمام شده، با مدیریت فرهنگی فاصله دارد.
کافه، باشگاه، گیمنت، مرکز تفریحی، دانشگاه و حتی فضای مجازی فقط یک مکان یا ابزار نیستند؛ محیط شکلگیری رفتارند.
اگر قرار است از خانواده و جامعه صیانت کنیم، باید از محیطهایی شروع کنیم که فرزندان ما ساعتها در آنها زندگی میکنند.
اما در این میان یک نکته مهم را هم نباید فراموش کرد: فرهنگ با دستورالعمل به تنهایی شکل نمیگیرد.
اگر قرار است نسل جدید حجاب را انتخاب کند، باید بداند چرا، باید بتوان با او حرف زد، نه اینکه فقط درباره او حرف زد.
باید برای او از کرامت زن گفت، از خانواده گفت، از هویت گفت، از آرامش اجتماعی گفت؛ نه اینکه تمام بحث را به اندازه لباس و ظاهر او تقلیل داد.
در عین حال، این ضرورت فرهنگی نباید بهانهای برای نادیده گرفتن قانون باشد.
جامعه همانطور که از دستگاههای فرهنگی انتظار کار اقناعی و پیشگیرانه دارد، انتظار دارد قانون نیز درباره رفتارهای آشکار و عامدانهای که مصداق تخلف هستند، روشن و بدون تبعیض اجرا شود.
اما قانون زمانی اثرگذارتر است که مردم احساس کنند پیش از برخورد، مسئولان وظیفه خود را انجام دادهاند.
نمیشود فرهنگ را رها کرد و بعد فقط از مردم انتظار داشت نتیجه این رهاشدگی را جبران کنند.
نمیشود سالها برای نوجوان و جوان محتوای جذاب تولید نکرد، گفتوگو نکرد، الگوی مناسب معرفی نکرد و بعد از تغییر ذائقه فرهنگی جامعه متعجب شد.
نمیشود خانواده را در برابر دهها آسیب اجتماعی تنها گذاشت و بعد فقط از خانواده مطالبه کرد.
عفاف و حجاب، پروژه یک دستگاه نیست؛ مسئله یک جامعه است.
اما مسئولیت عمومی به معنای بیمسئولیتی دستگاهی نیست.
اتفاقاً هرچه مسئله عمومیتر است، دستگاههای مسئول باید پاسخ روشنتری داشته باشند.
تشکیل ستاد «صیانت از خانواده و جامعه» اگر قرار است اتفاقی متفاوت باشد، باید از همین نقطه آغاز کند: هر دستگاه چه مسئولیتی داشته و چه میزان به آن عمل کرده است؟
چه تعداد برنامه فرهنگی واقعی اجرا شده؟ چه میزان برای آموزش و اقناع نسل نوجوان هزینه شده؟
چه اقدام مؤثری برای سالمسازی محیطهای عمومی انجام شده؟
چه نظارتی بر مراکز فرهنگی، تفریحی و صنفی صورت گرفته؟ و چرا بسیاری از اقدامات فرهنگی زمانی آغاز میشوند که مسئله به مرحله بحران رسیده است؟
این پرسشها برای متهم کردن دستگاهها نیست؛ برای بازگرداندن مسئولیت به جایگاه خودش است.
جامعه از مسئولان نه وعدههای تکراری، بلکه نتیجه میخواهد.
از یک طرف، بیقانونی را نمیتوان با عنوان آزادی توجیه کرد.
از طرف دیگر، ضعف عملکرد دستگاههای فرهنگی را هم نمیتوان با عنوان دغدغه حجاب پوشاند، هر دو باید دیده شوند، هم قانون باید جدی گرفته شود و هم فرهنگ.
چرا که اگر فرهنگ عفاف ضعیف شود، صرفاً نوع پوشش تغییر نمیکند؛ آرامآرام نگاه جامعه به خانواده، زن، رابطه، مسئولیت و حریم اجتماعی نیز تغییر خواهد کرد و اگر خانواده تضعیف شود، هزینه آن را فقط یک دستگاه یا یک نسل نمیپردازد؛ کل جامعه میپردازد.
بنابراین امروز شاید بیش از آنکه به یک دعوای تازه درباره حجاب نیاز داشته باشیم، به یک تصمیم جدی نیاز داریم: از این پس هیچ دستگاه متولی فرهنگ نتواند پشت دیگری پنهان شود.
نه میتوان همه چیز را به مردم نسبت داد و نه همه چیز را به پلیس و دستگاه قضایی سپرد.
فرهنگ، متولی میخواهد؛ قانون، مجری میخواهد؛ و جامعه، صداقت میخواهد.
عفاف و حجاب اگر قرار است دوباره به یک ارزش پذیرفتهشده اجتماعی تبدیل شود، باید همزمان سه اتفاق بیفتد:
فرهنگ ساخته شود، قانون اجرا شود و مسئولیتگریزی متوقف شود.
شاید مسئله اصلی امروز همین باشد: اگر دستگاههای متولی امروز ترک فعل خود را جبران نکنند، فردا برای اصلاح پیامدهای آن باید هزینهای بسیار بیشتر بپردازیم.
انتهای خبر/
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد